یه قضیه ای از همسایه تهران مرحوم شهید مطهری نقل می کنند ، خانم ایشون نقل می کنند .. خیلی
جالبه :
میگن:
ما یه همسایه ای داشتیم که خیلی بی حجاب و بی قید بود . رفت و آمد چندانی نداشتیم در حد سلام
و علیک...می گفت چون ما مشهدی بودیم ، یه وقت می خواست بره مشهد . گفت: ما داریم می ریم
مشهد اگر کاری دارید بفرمایید
گفتم: زیارت قبول باشه ایشالله
گفت: زیارت که نه . تابستونه میخوایم بریم بگردیم ، شمال و این طرف و اون طرف ، تو راه هم مشهد
می ریم
خلاصه میگفت اینا رفته بودند . بعد که برگشته بود ، این زن باحجاب ، چهره نورانی ، همه وجود قداست
اول اومد خونه ما و شروع کرد به گریه کردن. گفت: 4 روز مشهد بودیم ، طرقبه ، شاندیز ، غار ، کوه
سنگی و جاهای تفریحی رو رفتیم . زیارت برای ما معنا نداشت . از مشهد که خواستیم بیایم بیرون ،
چشمم افتاد به حرم امام رضا (علیه السلام) . همین طوری از دور یه سلامی کردم و رفتم.... شب
خوابیدم ، دیدم آقا اومد به خوابم گفت: و علـیـکم السـلام
گفتم: آقا چی شده این طرفا؟!؟
گفت: مگه ظهر سلام نکردی؟
گفتم: چرا ولی ما که زیارتتون رو نکردیم!!
گفت: من منتظر زیارتت نیستم. ولی دلم برات می سوزه
امام رضا (علیه السلام) به من گفت: میخوای آدم بشی؟ یه سری بزن به مفاتیح یا صحیفه سجادیه ،
این دعا جهت رفع اندوه بخون : یا من تحل به عقد المکاره....
امام رضا (علیه السلام) فرمودند : هر کسی با معرفت این دعا را بخواند ما دستش رو می گیریم
امشب تو خونه قبل از خواب این دعا رو یه بار با ترجمه فارسی بخون ، بعد آروم شروع کن به
خوندنش ، بعد رو کن به امام رضا (علیه السلام) و 2 رکعت نماز زیارت بخون و بگو : آقا نشستم و گفتی
دستت رو می گیرم ، اینم دست ما ...
بگو به اقا که درمانده هستی و راه رو گم کردی
این دعا هفتمین دعای صحیفه سجادیه هست .
7- دعاى حضرت هنگامى كه مهمى برايش رخ مىداد، يا حادثه اى بر او نازل مىشد و در هنگام اندوه:
يَا مَنْ تُحَلّ بِهِ عُقَدُ الْمَكَارِهِ، وَ يَا مَنْ يَفْثَأُ بِهِ حَدّ الشّدَائِدِ، وَ يَا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلَى رَوْحِ الْفَرَجِ.
ذَلّتْ لِقُدْرَتِكَ الصّعَابُ، وَ تَسَبّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ، وَ جَرَى بِقُدرَتِكَ الْقَضَاءُ، وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ.
فَهِيَ بِمَشِيّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ، وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ. أَنْتَ الْمَدْعُوّ لِلْمُهِمّاتِ، وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي
الْمُلِمّاتِ، لَا يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلّا مَا دَفَعْتَ، وَ لَا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلّا مَا كَشَفْت وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبّ مَا قَدْ تَكَأّدَنِي ثِقْلُهُ، وَ
أَلَمّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ. وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيّ وَ بِسُلْطَانِكَ وَجّهْتَهُ إِلَيّ. فَلَا مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ، وَ لَا صَارِفَ
لِمَا وَجّهْتَ، وَ لَا فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ، وَ لَا مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ، وَ لَا مُيَسّرَ لِمَا عَسّرْتَ، وَ لَا نَاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ. فَصَلّ
عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ افْتَحْ لِي يَا رَبّ بَابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ، وَ اكْسِرْ عَنّي سُلْطَانَ الْهَمّ بِحَوْلِكَ، وَ أَنِلْنِي حُسْنَ
النّظَرِ فِيمَا شَكَوْتُ، وَ أَذِقْنِي حَلَاوَةَ الصّنْعِ فِيمَا سَأَلْتُ، وَ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ فَرَجاً هَنِيئاً، وَ اجْعَلْ لِي مِنْ
عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً. وَ لَا تَشْغَلْنِي بِالِاهْتِمَامِ عَنْ تَعَاهُدِ فُرُوضِكَ، وَ اسْتِعْمَالِ سُنّتِكَ. فَقَدْ ضِقْتُ لِمَا نَزَلَ بِي يَا
رَبّ ذَرْعاً، وَ امْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مَا حَدَثَ عَلَيّ هَمّاً، وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى كَشْفِ مَا مُنِيتُ بِهِ، وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِيهِ،
فَافْعَلْ بِي ذَلِكَ وَ إِنْ لَمْ أَسْتَوْجِبْهُ مِنْكَ، يَا ذَا الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.
ترجمه :
اى كسى كه گرههاى سختيها بوسيله تو گشوده مى شود، و اى كسى كه تندى و سورت شدائد بتو مى شكند،
و اى كسى كه بيرون شدن از تنگى به راحتى فرج از تو طلبيده مى شود. دشواريها به قدرت تو هموار شده و سلسله اسباب به لطف تو بر قرار گشته، و قضا به قدرت تو جريان يافته و اشياء بر وفق اراده تو روان شده اند، پس همه چيز به مجرد خواست تو بى گفتنت فرمان پذيرند، و به محض اراده تو بدون نهى كردنت، باز داشته شده اند.
توئى خوانده شده براى حل مشكلات و توئى پناه در بليات. جز بلائى كه تواش دفع كنى بلائى دفع نمى شود، و غير از آنچه تواش بر طرف سازى بر طرف نمى گردد هم اكنون،
اى پروردگار من بلائى بر من فرود آمده كه سنگينيش مرا به زانو در افكنده و گرفتاريئى به من رو آورده كه تحملش مرا از پا در آورده، و آن را تو به قدرت خود وارد آوردها ى و به اقتدار خود بر من متوجه ساخته اى،
پس براى آنچه تو وارد كرده اى برگرداننده اى، و براى آنچه تو پيش آوردها ى تغيير دهنده اى، و براى آنچه تو فرو بسته اى گشاينده اى، و براى آنچه تو مشكل ساخته اى آسان كننده اى،
و براى آنكه تو خوار كرده اى، يارى دهنده اى نيست، پس بر محمد و آلش رحمت فرست، و به رحمت خود در آسايش را اى پروردگار من به رويم بگشاى،
و به قوت خود سلطان غم را از هجوم بر من منهدم ساز، و مرا در شكوايم به توجه كامل نائل فرماى، و در آنچه مسئلت كرده ام شيرينى احسان خود را به من بچشان، و از نزد خود رحمت و گشايش آسان ارزانى دار،
و از لطف خود نجات و خلاصى سريع مقرر ساز و مرا به سبب غلبه غم از رعايت واجبات و به كار بستن مستحبات خود باز مدار زيرا كه من اى پروردگار به علت آنچه برسرم آمده بى تاب و توان شده ام و قلبم از تحمل آنچه بر من رخ داده لبريز از غم شده است و تو بر رفع گرفتارى من و دفع آنچه در آن افتاده ام قادرى.
پس قدرتت را در باره من به كار بر، اگر چه از جانب تو سزاوار آن نباشم.
اى صاحب عرش عظيم