شب قدر در حرم امام رضا




خوش به حال اونایی که الان تو حرم امام رضا هستند

خاطره زهرا از شیراز

هیچوقت اینجوری دست به دامن امام رضا نشده بودم چون دوستم خیلی برام ازشون تعریف کرد...داشتم ناامید می شدم از چیزایی که شنیده بودم.باهاش درد دل کردم و گفتم نمیدونم هوای منو هم داری یا نه؟!بهش گفتم کاش یه جور بهم می فهموندی.

همیشه اربعین آش نذری داریم.اون سال یه مقدار مواد زیاد اومد.گفتم بقیشو هم بپزیم یه روز ببریم امامزاده همیشگی که میرم.ولی عجیب هر روزی که تصمیم می گرفتیم نمی شد! تا بالاخره یه روز تعطیل بابام دست به کار شد.شهادت امام رضا بود.ولی من حواسم به این که چه روزیه نبود.

نذری رو بردیم امامزاده.اصرار داشتم به ادمای نیازمند بدیم.هرچی صبر میکردیم هیچکس نمیومد! فقط یه گروه دانشجو که اومده بودن اونجا رو ببینن و هیچ نشونی از نیازمندی نداشتن.

بابام می گفت به همینا بدیم.می گفت اونکه باید بگیره خودش میاد و فقط اینا اینجا هستن.سهم ایناست.قبول نکردم.بازم صبر کردیم.تا بالاخره با حرفای بابا با بی میلی راضی شدم.

همونجا شروع کردن به آش رو خوردن و باهامون صحبت کردن.مسافر بودن.

یه دفعه یکیشون گفت قسمتتون این شد که نذرتون نصیب ما مشهدیا بشه...! با این حرفش نمی دونین چه حالی پیدا کردم!خیلی منقلب شده بودم.می گفتن رفتیم امام رضا حتما دعاتون می کنیم.

بابام فقط می گفت دیدی بابا بهت گفتم؟!حالا فهمیدی چرا هیچکس دیگه امروز اینجا رد نمی شد؟!!


سلام تاج سرم


صلوات خاصه امام رضا (علیه السلام)
« اللهم صل علی ، علی بن موسي الرضا مرتضي الامام التقي النقي و حجتك علی من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيد صلاه كثيره تامه
زاكيه متواصله متواتره مترادفه كأفضل ماصليت علي احد من اوليائك .»


پرودگارا، ‌بر علي بن موسي الرضاي برگزيده ،‌درود و رحمت فرست . آن پيشواي پارسا و منزه و حجت تو بر هر كه روي زمين و زير خاك است. بر آن صديق شهيد درود و رحمت فراوان فرست، ‌درودي كامل و بالنده و از پي هم و پياپي و پي در پي، ‌همچون برترين و درود و رحمتي كه بر هريك از اوليائت فرستادي.

سلام آقا جون

 

من بلد نیستم خیلی خوشگل بنویسم، اما میدونم همینم شمارو خوشحال میکنه.

آقا جون چند روزه خیلی بدجور ریختم بهم، چون نمیدونم تا چندروز دیگه چی قراره بشنوم...

نمیدونم میخوان بگن که سالمی یا زندگیت توی شرایط خاص ادامه پیدا میکنه هیچی نمیدونم.

راستشو بخواین، برام دیگه فرقی نمیکنه. وقتی دکتر بهم گفت: این بیماری... داری... توی دلم گفتم راضیم هرچی میخواد باشه...

بادوستم فرزانه بودم... نمیدونم شاید جلوی اون بود خودم محکم نگه داشتم اما بعدش بازم گفتم راضیم

وقتی از فرزانه جدا شدم، کلی فکر کردم دیدم اگه میخواستم خیلی چیزارو بدست بیارم توی این یکسال بدست آوردم

اگه به اندازه 7-8ماه بود، انقدر خوب بود که باتمام وجودم میگم راضیم، شکرم میکنم.

همش توی دلم میگم امام رضا هرچی باشه راضیم. حتی اگه زندگیم همین جا ثابت بمونه. 

دیروز عصر که خاله فریبا زنگ زد، وقتی صداشو شنیدم که گفت" بگو کجام؟ یه لحظه حس کردم الان توی حرم امام رضاس

اما خاله امامزاده حسن بود، همون امامزاده ای که خوابشو دیده بودم و وقتی به خاله خوابمو گفتم، گفت: حاجتت رو دادن به اون آقا.باید بری زیارتشون اما هنوز من نرفتم

صدام میلرزید... نه تمام وجودم لرزید

اما خاله که حرف میزد، من اصلا حواسم بهش نبود، همش داشتم به امام رضا فکر میکردم...

همش چندروزه میخوام برم مشهد، اما نمیشه که ...

همش اسم امام رضا ورد زبونمه  یا مدام میگم یا رضا

من امام رضا رو واقعا یجور دیگه میخوام. وقتایی که خیلی ناراحتم راه چاره ای پیدا نمیکنم

میگم یا امام رضا قسمت میدم به آبروی مادر فاطمه زهراو پسر عزیزت جوادالائمه که حاجت روام کن و یا8تاصلوات میفرستم ویا 8یارضا میگم.


یاهرجور که بدونم میتونم بهشون وصل شمو باهاشون دردودل کنم

امام رضا این چندوقت خیلی دلم شکسته از همه حتی مامان بابای خودم و خودتم دیدی که جواب دلی که ازم شکوندنو دیدن اما ...


امام رضا خیلی چیزا بهم دادی حتی فرزین رو تو بهم دادی، داداشی که بابچگیم سرسفره صبحونه ازت میخواستم که بدی تا باهاش صبحونه بخورم

خیلی وقتا... حتی همین 29صفر پارسال روز شهادتتون

اما امام رضا دیگه هیچی ندارم که بخوام، حتی دیگه سلامتیمو حتی عشق زندگیمو

ولی تنها چیزی که میخوام زیارت خودته

حتی به این که توی خواب ببینمت

 یا امام رضا انقدر دوست دارم ببینمتون صداتون بشنوم اما حیف لایق دیدنتون نیستم.

این پست یه پست خاصه

خیلی خاص

از تمام اونایی که اومدن به این وبلاگ میخوام که هر حرفی دارن واسه امام رضا بنویسن

چه بانشونه، چه بینشونه

هرجور که دوست دارین نامه رو بنویسین و هرچی میخواین بگین

از عشقتون،از بی پولی،از مریضی، از ادما،از هرچییییییییییییییی

به قول گفتنی: هرچی دلتنگت میخواد بگو .....

این نامه ها رو هروقت برم زیارت آقا میبرمو تقدیمشون میکنم.

به همین روزو ماهو جایگاه امام قسم میخورم امام رضا حاجت همه رو میده، آقا خیلی بزرگتر از این حرفاس.

 

الان که داشتم برای مطلبم یه عکس پیدا میکردم یه لحظه دلم خواست جوری برم توی حرم که هیشکی نباشه خلوت خلوت باشه

دلم میخواد بیام و فقط خدا و خودمو شما باشیم که باخیال خیلی راحت گریه کنم، انقدر گریه کنم

که اروم شم دیگه اشکم خشک شه

خسته شدم بس که گفتن گریه نکن، یعنی چی، که چی گریه میکنی؟

بس که گریمو نگه داشتم گلوم درد میکنه، چشمام میسوزه

امام رضا فقط یه آرزو دارم

میخوام جوری بیام دیدنت که حرمت مثه این عکس خالی خالی باشه خلوت سکوت کامل

میدونم خیلی خواستم بزرگی هستم اما این آخرین بار که میام دیدنت

حس میکنم فرصتم خیلی کمه

یا امام رضا ...


دلنویس: همه این روزا میگذره، فقط خوبی و خاطره خوب میمونه

از دوستای خوبم، فرزانه- آیدا- پگاه- زهرا و مادر و مشاور خوب و خاله مهربونم فریبایی ممنونم که توروزای سخت باهام بودن


 

دلم گرفته

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

پای پنجره نشستم کوچه خاکستری باز

زیر بارون

 

من چه دلتنگتم امروز انگار از همون روزاس

حال و هوام رنگ تو

کوچه دلتنگ تو

 

دلم گرفته دوباره هوای تورو داره

چشمای خیسم واسه دیدنت بیقراره

این راه دورم خبر از دل من که نداره

اروم ندارم یه نشونه میخوام واسم قلبم

جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمیبندم

این دل تنهام دوباره هوای تورو داره

 

هوای شهر تو و بابوی گلا

پیچیده توی اتاقم مثه خواب

داره بدجوری غریبی میکنه

آخه جزتو کی دردمو میدونه


دلم گرفته دوباره هوای تورو داره

چشمای خیسم واسه دیدنت بیقراره

این راه دورم خبر از دل من که نداره

اروم ندارم یه نشونه میخوام واسم قلبم

جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمیبندم

این دل تنهام دوباره هوای تورو داره

شعر از امین رستمی از آلبوم هشت

 

 

میلاد امام حسن مجتبی




سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.

زندگینامه حضرت خدیجه کبری همسر حضرت محمد (ص)

زندگینامه :
در راس طبیعت پاک و سالم حجاز و در زیر آسمان زیبا و پر ستاره ی مکه ، کهن ترین معبد جاوادنه ی توحید ، تقوا و آزادی و ازادگی در خانه و خانواده ای فرهنگ ساز و تحول خواه نو اندیش و بیگانه با جهل و جنون و ناسازگار با آداب و رسوم خرافی و به دور از آفت واسپگرایی و دنباله روی جامعه و روزگار خویش ، دختری زیبا چهره و سپید بخت دیده به جهان گشود . پس از ولادت این دخت ارجمند ، خاندان دگر اندیش و دگر باور و دگر آئین و دگرخواه او برخلاف رسم سیاه و منحط زمانه – که مژده ی ولادت فرزند دختر را بر نمی تافت – قدوم وی را خیر مقدم گفتند بزم جشن و سرور و شادمانی خانوادگی آرستند و ضمن تبریک ولادت او به پدر و مادرش « خویلد » و « فاطمه » در همان مراسم نام نورسیده خاندان خویش را « خدیجه » به مفهوم بریده و گسسته و بیگانه از ناپسندی ها و نازیبایی ها و نارواها برگزیدند .

نام ها و عنوان های چند گانه حضرت خدیجه
نام مبارک ایشان ، خدیجه
نام پدر : خویلد
نام مادر : فاطمه
محل تولد : مکه
تاریخ ولادت : سه دهه پیش از طلوع اسلام

نام ها و عنوان های پنجگانه حضرت خدیجه ( س )
1- طاهره یا بانوی پاک سرشت و پاک منش
از برجسته ترین القاب آن بانو که پس از طی دوران کودکی و نوجوانی و پس از رشد جسمی و عقلی و خودسازی و شکوفایی نخست از ناحیه ی چهره های برجسته و درست اندیش خاندان خویش و ان گاه از سوی قریش و مردم مکه به ان مفتخر گردید واژه ی « طاهره » یا پاک سرشت و پاک منش بود .
یکی از دانشمندان اهل سنت در این مورد می نویسد : « و کانت تدعی فی الجاهلیه بالطاهره لشدة عفافها» و نیز دیگری می نویسد « و کانت فی الجاهلیه الطاهره » . علامه مامقانی فقیه و راوی شناس نامدار معاصر در وصف پاکی ان بانو می نویسد « کانت تدعی فی الجاهلیه الطاهره » .4
2- سالار بانوان « قریش » :
او بدان دلیل به این لقب بزرگ نایل امد که آشنا و بیگانه و دوست و بدخواه در برابر جمال و کمال و سیما و سیره ی مترقی و انسانی او لب به تحسین و ستایش گشودند .
یکی از دانشمندان در این مورد می نویسد :
« و کانت تدعی فی الجاهلیه بالطاهره ، لشده عفافها و کانت تسمی سیده نساء قریش » 5
او در روزگار تیره و تار ، بخاطر باور مترقی و پروا و معنویت بسیارش ، طاهره خوانده می شد و به راستی که سالار زنان برجسته ی قریش بود .


3- بانوی پر برکت و مبارک :
از دیگر لقب های آن بانوی پروا و ایمان ، لقب ارجمند « مبارکه » به مفهوم بانوی « پر برکت » است . مرحوم محدث قمی آورده است که در پیامی به حضرت مسیح از سوی خدا بخاطر مقام و موقعیت حضرت خدیجه در نزد خداوند ، آمده است که مبارکه و همدم مریم است در بهشت ! و در انجیل به هنگام ترسیم نشانه ها و ویژگی های پیامبر آزادی و عدالت امده است که : « نسله من مبارکه ، و هی ضره امک فی الجنه » 6 نسل آخرین پیامبر خدا از « مبارکه » یا بانوی پر برکت است ، همو که همدم و همسوی مادرت مریم ( ع ) در بهشت بر طراوت و زیبای خدا خواهد بود .
4- سالار زنان گیتی :
پیامبر گرامی اسلام در این باره در وصف او فرمود : ان الله اختار من النساء اربع ، مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه » 7 « خدای فرزانه از میان زنان نو اندیش و تاریخ ساز ، چهار زن را برگزید، که عبارتند از مریم ، آسیه ، خدیجه و فاطمه علیها السلام و نیز فرمود : سالار زنان دو جهان ، این چهار زن کمال جو و ستم ستیز و ازادمنش و خداجو هستند ، خدیجه دختر خویلد ، فاطمه دخت ارجمند محمد ( ص ) ، آسیه دختر مزاحم و مریم دختر عمران . و نیز فرمود : هان ای خدیجه راستی که تو بهترین مادر ایمان آورندگان ، برترین آنان و سالار زنان گیتی هستی 9 .
5- بانوی راستی و درستی :
از نام ها و نشانه های بلند آوازه ی بانوی خردمند حجاز « صدیقه » به معنای بسیار راستگو و راست کردار است . قران کریم در وصف صدیقین می فرماید « و الذین آمنوا بالله و رسوله اولئک هم الصدیقون » 10 در فرازی از زیارت نامه ی پیامبر در این مورد امده است . 11
سلام بر همسران پاک و نیکوکردارت ، که مادران مردم توحید گرا و با ایمان هستند ، به ویژه بر ان بانوی تصدیقگر حق و عدالت ان بانوی پاک سرشت و پاک منش ، ان بانوی خشنود از مهر و لطف خدا ، خدیجه کبری مادر ارجمند و سرمشق راستین مردم با ایمان ( مومنین ) .
همچنین با تامل در کلمات معصومین خاصه پیامبر گرامی اسلام القاب دیگری برای ان بانوی با کرامت بیان شده است که عبارتند از « خدیجه کبری بانوی بلند مرتبه ، خدیجه الغراء بانوی پرفراز و پر معنویت ، زکیه یا بانوی پاک منش و بالنده ، مرضیه یا بانوی مورد پسند خداوند ، راضیه یا خشنود از تدبیر و تقدیر حکیمانه خدا » .
کنیه های آن بانوی ارجمند
در جامعه ی عرب رسم بر ان بود که افزون برگزینش نام و نشان برای کودکان ، پس از رشد و کمال به تناسب شخصیت و موقعیت و نقش آنان برای هر یک کنیه برمی گزیدند که کنیه مردان با واژه « اب» و زنان با واژه « ام » آغاز می شد .
از کنیه های ان بانو ؛ ام الزهرا 2- ام الصعالیک و ام الیتامی مادر یتیمان و بی نوایان 3- ام المومنین
ویژگی ها و امتیازات شگرف حضرت خدیجه ( س )
1- ریشه و تبار پر شرافت
2- خاندان فرهنگ دوست و آزادیخواه و آزادمنش
3- همسر و همدم بی نظیر
4- دارای همسری بی همتا
5- دخت بی همانند
6- نوادگان بی مثال
7- نسل ماندگار و جاودانه
8- موقعیت والا در بارگاه الهی
9- مباهات خدا به بندگی و نقش کارساز او
10- دریافت سلام و دورود خدا
11- دریافت نوید بهشت پرنعمت و زیبا و رستگاری هماره
12- دریافت داشتن سلام فرشته ی وحی
13- برگزیده شدن در کنار دختران و زنان بزرگ عالم
14- خردمند باهوشی سرشار
15- پاک روشی و پاک منشی
16- پیشتازی در اسلام
17- پیشگامی در ایمان به خدا و پیامبر
18- سبقت در تصدیق وحی و گواهی قران و برنامه های آسمانی
19- یاری و همراهی و حمایت با دریغ از حق و عدالت
20- اولین بانو و پیشتازترین زن در گرایش به اسلام و ایمان به خدا و نماز و پرستش خداوند
21- برترین همسر پیامبر و بسیاری وِیژگی های منحصر به فرد دیگر



خاطره زیارت

چقدر دلم میخواست الان مشهد بودم تنهای تنها.

حالو هوام یجور دیگه است

دلم گرفته، خیلی بیقراره. دلم غروبای حرم امام رضا رو میخواد، که توی حیاط بشینم روبه روی پنجره فولاد

چه آدمایی که باچه امیدی میان و دخیل میبندنو همشون چشم امیدشون به اینکه خودت گره از کارشون باز کنید. مثه خود من، مثه همه دوستام...

یاامام رضا قلب من از تو نقش کعبه ساخته که سجده کردنم عین نمازه

بدجوری دلم هواتو کرده ب خودت قسم

یادته دفعه آخری که اومدم پیشت چقدر کارام سریع جور شد.

خیلی خوب یادمه4شنبه بود دلمم خیلی گرفته بود، بارونم میومد. رفتم آژانس همش حرف مشهد بود.

عصر که شد داشت اذون میگفت که گفتم کاش میشد برم مشهد. از آژانس که اومدم رفتم سید "نصرالدین"( یه امامزاده در تهران هست به اسم سید ناصرالدین شاه که ایشون از نوادگان امام زین العابدین هستند و بقعه مبارکشون توی خیابان خیام روبه روی مترو خیام تهران قرار دارد)

خیلی گریه کردم، خیلی خوب این حرفم یادمه گفتم سیدنصرالدین انقدر بدم که امام رضام نمیخواد برم دیدنش. یکم گریه کردم و به قول معروف غرغر کردم. اومدم رفتم خونه.

صبح که آژانس بودم همکارم گفت نمیری مشهد قیمتش خوبه ها به اصطلاح آژانسیا offerخوبی بود، به هرکی زنگ زدم هیشکی نمیتونست بیاد، دیگه جور شد و قسمت شد که بامامانم برم... 

دیگه سرتون درد نیارم با یه حال خیلی بد رفتم مشهد، شاید باورتون نشه، از اینکه مامانم میخواست بیاد خوشحال نبودم، چون میخواستم خودم باشم و امام رضا

ولی خب خداروشکری مامانم خودش خیلی توی اینجور مواقع خیلی اهل تنهایی هست. و باطرف راه میاد.

شنبه صبح به مقصد مشهد پرواز کردیم. واسه اذان ظهر رسیدیم. وقتی خلبان سلام داد و دور حرم چرخید یه جوری شدم (حتی همین الان وقتی یادم افتاد گریه ام گرفته) رسیدیمو رفتیم هتل

یکم استراحت کردیمو عصری رفتیم حرم. تمام تنم داشت میلرزیدو دلم میخواست جیغ بزنم. فریاد بزنم. اما انگار خفه شده بودم

بچه های وبلاگ باغ معجزه بهم اسم داده بودن براشون نماز خوندمو نیابت از همشون زیارت کردم

یادمه به نسرین رزکوهی هم س دادم و باهاش در ارتباط بودم. التماس دعای مخصوص داشت. خیلی از بچه ها ازم التماس دعا داشتند

و رفتن من مصادف بود با پسر امام رضا آقا جوادالائمه و من شب شهادتشون توی حرم بودم

روز یکشنبه هم برنامه نماز توبه رو باهمه بچه ها گذاشته بودیم که جز اعمال اونروز بود رو بخونیم و قرارمون 7شب بود که خدا خواستش من نماز توبه رو توی حرم خوندم.

روز شهادت هم گذشت و

روز 2شنبه هم برگشتم تهران

سفر حیلی خوبی بود. سبک برگشتم. اما امشبم هوایی شدم. میخوام زودتر برم زیارت آقا

خیلی دلتنگ وو بیقرارم

دست خودم نیست

به دلم افتاده توی مهر میام دیدنتون آقا

دلمو شاد کنو به قول آزانسیا ویزامو OKکن که بیام دیدنت

* دل نویس:

از خودم مینویسم، نه تقلیدی نوشته هام

نمیخوام وبلاگی که دارم واسه امام رضا میسازم، مثه خیلی از وبلاگهای مذهبی باشه

که وقتی کاربر میاد وبلاگ میبینه نگه اینم مثه همه وبلاگهای مذهبیه

امیدوارم خوشتون بیاد






زائر


زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

 بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

  ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند

 گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟

امام رضا علیه السلام و خبر از خواسته شخص غایب

وشاء، یکی از اصحاب حضرت امام رضا (علیه السلام) می‌گوید:
عباس بن جعفر از من خواست تا از امام تقاضا کنم نامه‌های او را بعد از مطالعه پاره کند تا به دست دیگران نیفتد.
قبل از اینکه من پیام عباس را به امام بگویم، امام در نامه‌ای برای من نوشت:«به رفیقت بگو من بعد از اینکه نامه‌هایش را می‌خوانم، همه‌ی آنها را پاره می‌کنم.»

منابع:
بحارالانوار، ج 49، ص 40، ح 25. از کشف الغمه، ج 3، ص 136. عیون الاخبار رضا، ج 2، ص 219.


اشعار امام رضا (ع) درباره بردباری

روزی مامون به حضرت رضا علیه السلام عرض کرد:«بهترین شعری را که درباره بردباری سرورده اید، برای من بخوانید!»
امام فرمود:
اذا کـان دونـی مـن بلیـت بجـهلـه **** ابیـت لنفـسـی ان تقابـل بالجـهـل

وان کـان مثلی فـی محلی من النهـی **** اخـذت بحـلمـی کـی اجـل عن المثـل

وان کنت ادنی منه فی الفضل والحجی **** عـرفـت لـه حـق الـتـقـدم والفضـل


ترجمه:
هرگاه گرفتار کار جاهلانه‌ی کسی شوم، اگر او از من پست‌تر باشد، او را به نادانی‌اش وامی‌گذارم و به خود اجازه نمی‌دهم با سخنی ناآگاهانه با او مقابله کنم.
اگر از نظر عقل و درایت، همانند خودم باشد، با گذشت و بردباری با او رفتار می‌کنم تا از هم‌ردیف‌های خود برتر شوم.
و اگر او را از خود، برتر دیدم، حق تقدم و برتری او را رعایت خواهم نمود.

منابع:

بحارالانوار، ج 49، ص 107، ح 2. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 174- 175.


سخنان امام رضا

قال الامام علىّ بن موسى الرّضا صلوات اللّه و سلامه عليه :
مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِعليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.

فرمود: هر مؤ منى كه قبر امام حسين عليه السلام را كنار شطّ فرات در كربلاء زيارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت كرده باشد.

 كَتَبَ عليه السلام : اءبْلِغْ شيعَتى : إ نَّ زِيارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اءلْفَ حَجَّةٍ، فَقُلْتُ لاِ بى جَعْفَرٍ عليه السلام : اءلْفُ حَجَّةٍ؟!

قالَ: إ ى وَاللّهُ، وَ اءلْفُ اءلْفِ حَجَّةٍ، لِمَنْ زارَهُ عارِفا بِحَقِّهِ.

به يكى از دوستانش نوشت : به ديگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زيارت قبر من معادل است با يك هزار حجّ.
راوى گويد: به امام جواد عليه السلام عرض كردم : هزار حجّ براى ثواب زيارت پدرت مى باشد؟!

فرمود: بلى ، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زيارت نمايد، هزار هزار يعنى يك ميليون حجّ ثواب زيارتش مى باشد.

 قالَ عليه السلام : اءوَّلُ ما يُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَيْهِ، الصَّلاةُ، فَإ نْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاةُ صَحَّ ماسِواها، وَ إ نْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.

فرمود: اوّلين عملى كه از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گيرد نماز است ، چنانچه صحيح و مقبول واقع شود، بقيه اعمال و عبادات نيز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

قالَ عليه السلام : لِلصَّلاةِ اءرْبَعَةُ آلاف بابٍ.

فرمود: نماز داراى چهار هزار جزء و شرط مى باشد.

قالَ عليه السلام : الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقىٍّ.

فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهيزكارى را - به خداوند متعال - نزديك كننده است .

قالَ عليه السلام : يُؤْخَذُالْغُلامُ بِالصَّلاةِ وَهُوَابْنُ سَبْعِ سِنينَ.

فرمود: پسران بايد در سنين هفت سالگى به نماز وادار شوند.

قالَ عليه السلام : فَرَضَاللّهُ عَلَى النِّساءِ فِى الْوُضُوءِ اءنْ تَبْدَءَالْمَرْئَةُ بِباطِنِ ذِراعِها وَالرَّجُلُ بِظاهِرِالذِّراعِ.

فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است كه از جلوى آرنج دست ، آب بريزند و مردان از پشت آرنج . (اين عمل از نظر فتواى مراجع تقليد مستحبّ مى باشد).

قالَ عليه السلام : رَحِمَاللّهُ عَبْدا اءحْيى اءمْرَنا، قيلَ: كَيْفَ يُحْيى اءمْرَكُمْ؟ قالَ عليه السلام : يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَيُعَلِّمُها النّاسَ.

فرمود: رحمت خد بر كسى باد كه اءمر ما را زنده نمايد، سؤ ال شد: چگونه ؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد.

قالَ عليه السلام : لَتَاءمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْلَيَسْتَعْمِلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرارُكُمْ، فَيَدْعُو خِيارُكُمْ فَلا يُسْتَجابُ لَهُمْ.

فرمود: بايد هر يك از شماها امر به معروف و نهى از منكر نمائيد، وگرنه شرورترين افراد بر شما تسلّط يافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرين كنند مستجاب نخواهد شد.


قالَ عليه السلام : مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلى مايُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْيَكْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، فَإ نَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما.

فرمود: كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زياد بر حضرت محمّد و اهل بيتش عليهم السلام صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد.

خبر از نوزاد آینده

عبدالله بن محمد هاشمی می گوید: روزی نزد مأمون رفتم. او دیگران را از مجلس خارج کرد و دستور غذا داد. پس از صرف غذا، به من عطر زد و دستور داد پرده ای نصب کنند.

عده ای در آن پرده بودیم. مأمون رو کرد به بعضی از آنها و گفت: تو را به خدا برای من از مصیبت آن کسی که در طوس است، حضرت رضا علیه السلام بخوان! او شعری خواند و مأمون گریه کرد. سپس گفت: ای عبدالله! آیا مرا ملامت میکنند که چرا من آن حضرت را به ولایتعهدی نصب کردم؟ به خدا قسم برای تو حدیثی بگویم که از آن تعجب کنی.

من روزی به آن حضرت گفتم: فدایت شوم! پدران شما حضرت موسی بن جعفر و حضرت صادق . . . (علیهمالسلام) دارای علم گذشته و آینده بوده اند تا روز قیامت، و تو وصی و وارث آنهایی و علم آنها نزد تو است.
من حاجتی دارم.

حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: بگو. گفتم: من جاریه ای دارم به نام زاهریه که از همه کنیزانم بهتر است و تا به حال چندین بار باردار شده ولی هر بار فرزند خود را سقط کرده است. مرا برای معالجه او راهنمایی فرما! حضرت فرمود: نترس، او برای تو پسری می آورد که شبیه ترین مردم است به مادرش و در دست راست و پای چپش یک انگشت زیادی دارد.
چیزی نگذشت که آن کنیز زاهریه پسری زایید با تمام خصوصیّاتی که حضرت رضا (علیه السلام) فرموده بود.

منابع:بحارالانوار، ج 49، ص 29، ح 2. از عیون الاخبار رضا، ج 2، ص 224.


** فرمایشات امام رضا(ع) هنگام فرا رسیدن ماه مبارک رمضان**

فرمایشات امام رضا(ع) هنگام فرا رسیدن ماه مبارک رمضان**




امام رضا (ع) می فرمایند: حسنات در ماه رمضان، پذیرفته‏ اند و گناهان در آن آمرزیده.

هر كس در ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا بخواند، مثل
كسى است كه در غیر آن، ختم قرآن كرده باشد. هر كس در این ماه به صورت برادر مؤمنش بخندد، خدا را در قیامت دیدار نخواهد كرد، مگر آنكه در چهره او خواهد خندید. (مقصود، تجلّى حضرت حق ـ جلّ و علا ـ باصفت رحمت و رأفت بر دل مؤمن است.) و به بهشت، مژده‏ اش خواهد داد .


و هر كس در این ماه مؤمنى را یارى كند خداوند او را بر گذشتن از صراط در آن روز كه قدم‏ها بر آن میلغزد، یارى خواهد كرد.
 
و هر كس
در آن خشم خود را نگه دارد خداوند نیز روز قیامت خشمش را از او نگه خواهد داشت. 
و هر كس در آن ستم‏دیده را یارى كند خداوند او را در دنیا بر ضدّ
كسى كه با وى دشمنى نماید یارى میكند و روز قیامت نیز هنگام حساب ومیزان یاریش مینماید.


ماه رمضان، ماه بركت، ماه رحمت، ماه آمرزش، ماه توبه و بازگشت به سوى خداست . هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، پس در چه ماهى آمرزیده گردد؟!



پس از خداوند بخواهید كه در این ماه، روزه شما را بپذیرد و آن را آخرین رمضان شما قرار ندهد و شما را بر طاعت خویش توفیق دهد و از نافرمانى خود نگهدارد، كه او بهترین كسى است كه از او درخواست می‏شود .


فضائل الأشهر الثلاثة: 97/82 عن الحسن بن علیّ بن فضّال، بحارالأنوار: 96/341/5




سلامی دوباره به اقای خودم


سلام به همه دوستان


این وبلاگ پارسال در جشنواره رضوی امام رضا شرکت داده شده و امسال هم باهمین نام توی مسابقه شرکت میکنم.


هدفم شناخت امام رضا و علاقه شخصی خودم به امام رضا بود که توی این جشنواره شرکت کردم و امیدوارم خود امام رضا کمکم کنه و این وبلاگ رو هدیه میکنم به آقا امام رضا

امام رضا خیلی جاها کمکم کرد، شاید اونی که خواستم نشد اما همین که خود آقا جوابمو داد واسم باارزش بوده و هست و خواهد بود.


من دختری 23ساله هستم با ظاهری خاص اما علاقمند به ائمه و خدام

و میدونم که جای خاصی پیش امام رضا دارم که توی پستای دیگه ام براتون میگم تا خودتونم به حرفم برسید.

توی این وبلاگ از معجزات امام رضا میگم

از خاطرات دوستام و افرادی که معجزاتی از امام دیدن

و شخصیت امام رضا، زندگی شخصیشون، همسر بزرگوارشون

پدر بزرگوارشون آقا موسی بن جعفر


دل نویس: من با زبون خودم مینویسم، امیدوارم خوشتون بیاد.


همین جا هم از معلم عزیزم خانم فریبا دلارام و پدر و مادر عزیزم و برادر خوبم امیرفرزین که از خود امام رضا خواستم که بهم داد. تشکر میکنم