اولین چهارشنبه سال 1392

سال 1392 بر همگی مبارک


سلام آفاجونم سال نو مبارک


اولین ثانیه سال 92 رو با سلام به شما شروع کرد


با آرزوی فرج و سلامتی امام زمان و شفای مریضا




یا مقلب قلب ما در دست توست
یا محول حال ما سرمست توست
کن تو تدبیری که در لیل و نهار
حال قلب ما شود همچون بهار
یا مقلب قلب یاران شاد کن
یا مدبر خانه ها آباد کن
یا محول احسن الحالی نما
قلب ها را از بدی خالی نما....
همراهان خوبمان عیدتون پیشاپیش مبارک باشه.بهترین ها رو برای همه تون آرزو دارم.ایشالا خود آقا امام رضا(ع)عیدیتون رو بدهند.راس خواسته هاتون دعا برای فرج آقا صاحب الزمان(عج)باشه.دعا برای همدیگه و شفای مریضان رو فراموش نکنین...
*مجنون الرضا(ع)



اخرین جمعه 1391

امروز آخرین جمعه سال هستش،


روح تمام گذشتگان شاد


امام رضا عیدی من محفوظه مطمئنم


انشالله به برکت وجود شما و دعای خیر شما و آمین گویی شما، امام زمان ظهور کنن

مریضا شفا پیدا کنند و امسال سال بسیار خوبی باشه برای همه

و همچنین سال حاجت روایی و ارزونی و خوشبختی و کار و زیارت باشه


آمین یا رب العالمین


ی عالمه حرف دارم اما توی دلم برای خودم نگه داشتم و خصوص بهتون گفتم

میدونم حواستون ب من هست

یا رضا رضا

یا امام رضا دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی

من تورونگات کنم، تو هم منو صدا کنی

قربون صفات برم، از راه دوری اومدم

جای دوری نمیره، اگه منو نگاه کنی

دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی

این قفس رو وا کنی، پرنده رو رها کنی

میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه

میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی

تو غریبی ومنم غریبم

اما چی میشه دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی

دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب

من باهات صفا کنم، تو هم منو دوا کنی

دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم

دوست دارم تا برمی گردم گره ها رو وا کنی

دوست دارم از حالا تا صبح محشر

همه شب من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنی

دلتنگم پدرم


سلام آقا

امشب خیلی دلم هواتون کرده، بیشتر همه وقتایی که دلم هواتونو داره

به هر دری زدم تا بتونم ی بلیط بگیرم تا فردا و پس فردا بیام دیدنتون نشد.. آقا جون خودت ی عنایتی کن..

ی نگاهی کن که بتونم بیام دیدنتون... دلم براتون تنگ شده ...


بازم چهارشنبه شد و دل من داغون ... دیگه به روزای پنجشنبه جمعه ک میرسه بدجور بی قرار میشم

دلم دوباره بودن و داشتن شما رو میخواد

غریبانه



"غریبانه "
دوباره صحــــن و دل و ضـــــریح و پنجــــره فـــولاد

نشسته دخترکی غریبــــانه در برابرت یا ابالجــواد

گذشت عمر و گذشت بیمه عمرِکوتاه و بی برادری ام

وحاصلم شده اشک و آه و حسرت و غــم و ای داد 

من و نگــــاه کردنم به روی مــــاهِ تو ای ضامن آهو

سکوت غم آلوده ام همیشه سنگین تر از فریــــاد

دلی شکست اما فدای چشـــم مست و شیدایت

اگر کنیـــزِ تــــو بشکند در دنیای پست و پر بیـــداد

نشان گرفت روحم را تیرِ رسای رحیل و سفر کردن

همان دمی که چشمم به پیکر بی جانِ برادرم افتاد

کبوترانه سرودم آقــــای رئـــوف و همــــدمِ دلِ من

بیا به خانه ی این کبوترِ بال و پر شکسته ات در باد

بیـــــا و باش تا همیشه ضــــــامنِ نگـــــاهِ من ..

عزیـــــز بمانم همچون خودت غریبـــانه و در یـــــاد

همیشه زحمتِ من روی دوش شماست آقــــا جان

و ایندفعه هم "مرتضی" را سپرده ام به شما تا شود آزاد