وقتی میبینم این همه غم داری جیگرم آتیش میگیره، آخه خدا چی بهت بگم
بیا و به بزرگی خودت کوتاه بیا
دلش بدجور داغونه، تو که محرم دلامونی ی کاری کنه
این روزا و این شبا بدجوری دلم هوای امام رضا رو داره اما حیف خیلی دورم ازش اما دلم پیششه، همش میگم امام رضا، اقاجون به رئوفیت قسم جان پسرت دست منم بگیر
چقد بگم به خنده هام نگاه نکن، چقد بگم به تنهاییمو غریبی بین آدما نگاه کن
چقد بگم محرم دلم دردمو دوا کن
چقد دلم لک بزنه واسه زیارتی که اومدم و شاید دوباره برام اتفاق بیفته
چقد بگم درد داره، چقد بگم به خودت قسم خوردم و قول دادم تو تنهام نذار
این رسمشه دلم برات ی ذره شده، چقد دیگه از خوش و ناخوشیم بهت بگم
دیگه روی گفتن ندارم ... من ار آهو کمترم اما دلم پر پر شده ... کی جای دل منه که بفهمه درد داره ... امام رضا تولدت نزدیکههههههههههه بهم عیدی بده آقاجون

میلاد خواهر امام عزیزم، خانم حضرت معصومه مبارک




ای آینه ی تقوی وی شاخه گل طوبی
هستی ز تو شد زیبا یا حضرت معصومه
از جود و سخای تو از لطف و عطای تو
قم گشته بسی احیا یا حضرت معصومه

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد







عمه اطهر امام جواد
خواهر طاهر امام رضاست
رحمت کردگار بر حرمش
دائما نازل از طریق سماست

میلاد حضرت معصومه (ع) مبارک باد

این زائرِ نشسته در ایوان روبرو...

 

شعری از حسن یعقوبی:

نقاره‌ها ز شوق تو دارند گفت و گو
پيچيده در رواق سحر، عطر سبز هو

از خويش ميشوند رها فوج کفتران
در سايهسار اين همه سيمرغ آرزو

در آستان قدسيات اي قبلهگاه مهر
هستند لحظههاي حرم، دائمالوضو

بنگر غريب خستهي حيرت نصيب را
در ازدحام آينهها، غرق جستوجو

اين سايهي مکدر و درمانده آمدهست
از خاک درگه تو کند کسب آبرو

دل را دخيل بسته به لبخند روشنت
واکن گره ز بغض فروخفته در گلو

مثل هميشه چشم به راه نگاه توست
اين زائر نشسته در ايوان روبرو

سلام