دو داستان زیبا از امام رضا
درخواست کیسه کشی از امام رضا (ع) در حمام عمومی
شخصی که امام (علیه السلام) را نمی شناخت در حمام از امام خواست تا او را کیسه بکشد، امام (علیه السلام) پذیرفت و مشغول شد، دیگران امام را به آن شخص معرفی کردند و او با شرمندگی به عذرخواهی پرداخت ولی امام بی توجه به عذرخواهی او همچنان او را کیسه می کشید و او دلداری می داد که طوری نشده است.
هم نشینی با غلامان و سیاهیان در یک سفره
مردی از اهالی بلخ گفت: در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم، روزی سفره گسترده بودند و امام (علیه السلام) همه خدمتگزاران و غلامان حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه او غذا بخورند. من به امام عرض کردم: فدایتان شوم، بهتر است اینان بر سفره ای جداگانه بنشینند. فرمود: ساکت باش، پروردگار همه یکی است، پدر و مادر همه یکی است و پاداش به اعمال است.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 15:51 توسط فرخنده
|
این عکس یادآور بهترین لحظات زندگیمه که تاعمر دارم